پدر ای مرد صبور
روزها رفت و گذشت و در اندیشه باز آمدنت،لحظه ها طی شد و مرد!
و نگاهم هر روز، باز هم با همه شوق، کوچه ها را پایید.
مثل آن روز که می آمدی از دور … دریغ!
دل من در غم هجران تو ای خوبترین، چه بگویم، چه کشید …
آه یک سال گذشت
باسلام واحترام
ناگهان داغ پدر، ناگهان پرواز آسمانی ستون خانواده ، ناگهان جدایی ابدی؛ اینست واقعیت زندگانی و تقدیر الهی…
جز صبر و شکیبایی و پذیرش مقدرات چارهای نیست.
چگونه ممکن است تیرگی شب را در روشنایی روز و خزان را در بهار احساس کرد؟
یک سال ازدرگذشت پدربرزگوار و عزیزتان گذشت .ازدرگاه خداوندمتعال برای شما وخانواده محترم صبر جزیل براین مصیبت عظیم را خواستارم.
یاد ایشان را گرامی میداریم و به روح آسمانیاشان سلام و صلوات میفرستیم.
**قرائت جزء یک قرآن و 114 صلوات را نثار روح پاکشان نمودم.
برچسب:
نویسنده: مهسا کوشکی