با سلام به دوستان عزیز
پاییز, دوبتره خودشو, برام نشون داد.قدیما،از پاییز, زیاد خوشم نمی آمد چرا که اسم مدرسه و درس می آمد و منم که تنبل و بازی گوش می خواستم همچنان مثل فصل قبلیش باشم و برای خودم فوتبال بازی کنم و بازی گوشی .البته تابستونا من می رفتم روستا و زیاد هم دوست نداشتم برم ولی مجبوری باید می رفتم طومند و اونجا بودم و کم به بیرجند می آمدم. امرار معاش مناسبی هم نداشتم و بابام هم زیاد به کاسبی علاقه ایی نداشت و بها نمی داد که این باعث شده الان کارمند دون پایه دولت باشم.
پاییز, که می آمد اولین نشونش این بود که تبخال مشتی می زدم و چون بچه بودم و با تبخال ور میرفتم باعث میشد بیشتر بشه و اذیت بشم.این خاطره همیشه یادم بود که الان اخر شهریوره و هر لحظه امکان تبخال دارم.
امسالم هم تبخال اومده سراغم . جاتون خالی رفتم مسیر پیاده روی اربعین به کربلا و الان که برگشتم یه تبخالکی شروع شده ولی روش نمیشه بیشتر بشه.امروز باید برم پماد بگیرم و یکم ماساژش بدم تا حالش جا بیاد .
تاريخچه روستاي نقلي طامند درشهر بيرجند...ما را در سایت تاريخچه روستاي نقلي طامند درشهر بيرجند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 81